
من قوی ترین موجود جهانم...
مگر کم است
وزن سنگین دوست داشتن تو بر دوشم؟!..
وبلاگ من
وضعیت یاهو
بایگانی
¯ نویسنده
ساغر (39)
¯ موضوعات
تماما مخصوص (19)
داستان (5)
عمومی (14)
¯ روزی روزگاری
مهر 1387 (1)
شهریور 1387 (3)
مرداد 1387 (5)
تیر 1387 (5)
خرداد 1387 (1)
اردیبهشت 1387 (5)
فروردین 1387 (1)
اسفند 1386 (1)
بهمن 1386 (3)
دی 1386 (1)
آذر 1386 (3)
آبان 1386 (8)
مهر 1386 (1)
شهریور 1386 (1)
¯ صفحات
دوستان
از این روزها
جستجو
آمار وبلاگ
امروز : شنبه 2 آذر 1387
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
بازدید كلیه :
كلیه ارسال ها :
كلیه نظر ها :

من قوی ترین موجود جهانم...
مگر کم است
وزن سنگین دوست داشتن تو بر دوشم؟!..
نوشته شده در چهارشنبه 25 اردیبهشت 1387 و ساعت 11:05 ق.ظ توسط : ساغر
ویرایش شده در سه شنبه 24 اردیبهشت 1387 و ساعت 10:05 ق.ظ
سلام
دیشب حوالی ساعت 12بود که داشتم برنامه "چراغ خاموش" رو تماشا می کردم .موضوعش تکراری بود ولی خیلی گزارش های جالب و دیدنی داشت.یه گشت و گذر در استان گلستان و بررسی و پیگیری مشکلات مردم و درصد برطرف شدن آنها پس از سفر پر خیر و برکت هیئت دولت که دو سال پیش انجام شده، بود.
از گزارش هایی که واقعا باعث تعجبم شد یکی بیمارستان96 تختخوابه ای بود در گنبد کاووس که 17 سال پیش اسکلت و تجهیزات احداث آن فراهم شده بود و هنوز همان طور باقیمانده !!!و مسئولین جوابی که دادن این بود:این بیمارستان از همان ابتدا به اشتباه احداث شده !!!چون هم از نظر اقتصادی و هم از نظر تعداد متقاضی به صرفه نیست!!!(نمی دونم باید خوشحال باشیم که بیمار نداریم یا ناراحت واقعا؟! و اینکه آیا جمعیت 17 سال پیش با الان یکی هستش که بازم ضرورتی واسه احداثش وجود نداره؟!)
گزارش بعدی مربوط به فرودگاه گنبد بود.فرودگاهی که قبل از انقلاب راه اندازی و فعال شده بود و بعد از انقلاب فقط طی سالهای 80-81 مورد استفاده قرار گرفته بود و بعد دوباره به حالت تعلیق در آمده بود آنهم به دلیل کمبود تقاضا!که بعد از سفر هیئت دولت تصمیم به بازسازی و راه اندازی آن گرفته شده بود ولی طی این دو سال فقط اسکلت فرودگاه و یک طرح جامع ازش دیده می شد که به مخروبه ای بیش شبیه نبود!گذشته از این که ظاهرا پروژه با کمبود بودجه مواجه شده و فعالیت کارکنان تقریبا به حالت سکون درآمده بود (خب کوو تا 17 سال دیگه؟هنوز خیلی وقت هست!) اطراف باند فرود، زمین های سبزی بود که چند تا خانم داشتن درش بیل می زدن و کشاورزی می کردن البته قابل ذکره که این زمین ها جزء اراضی فرودگاه هستش برای احداث قسمتی از آن...گزارشگر جلو رفت و از خانمها پرسید که اینجا چه می کنید؟ پاسخ: ما گفتیم اینجا زمین خالی مونده و به جای اینکه علفهای هرز دربیاد ،با رئیس اینجا صحبت کردیم و اجازه دادن ما یه مقداری گوجه و کدو بادنجان و هندوانه بکاریم!!!!!!! (کاشت کدو و بانجان در کنار باند فرود؟؟خب اینم یه جور شکوفاییه دیگه ...کاشت گوجه و هندوانه و...در اراضی فرودگاه...)
پروژه جالب دیگه مجموعه ورزشی ای بود در همان شهرستان که پس از سفر آقای رئیس جمهور دستور احداثش داده شده بود...حالا اونچه که من میگم رو از این مجموعه ورزشی تصور کنید لطفا: یک در ورودی بزرگ بدون دیوار!!! پس از ورود یک زمین خاکی بزرگ دیده میشه به عنوان زمین فوتبال با چهار دروازه!!! دقیقا دو دروازه بالا و پایین زمین و دو دروازه در چپ و راست دیده می شد! و اطراف این زمین خاکی یک فضای سبز پوشیده از چمن!!!(خب بیخود نیست اسمش رو مجموعه ورزشی گذاشتن .بازی کردن چهار تیم همزمان، اون هم در یک همچین زمین پیشرفته ای .......البته قطعا بازی ها و فعالیتهای دیگه هم میشه تووی اون زمین انجام داد که......حتما ما بلد نیستیم!!!) بعد از دیدن اون فضای سبز من و مادر بزرگم که کنار هم نشسته بودیم چشمامون مثل فنر زد بیرون ...واقعا تصویر خنده داری بود یک زمین فوتبال خاکی با جای تماشاگر پوشیده از چمن!از فرط خنده نمی تونستم دلیل خنده ناگهانیمو به اطرافیان بگم ولی بعدش که فکر کردم دیدم واقعا خنده تلخی بود...
حالا بماند از پایه گذاری اسکله ای برای جزیره آشوراده که به دلیل اینکه در قسمت کم عمق دریا احداث شده بود و قایق ها نمی تونستن مسافر ها رو اونجا پیاده کنن چون کف قایق از فاصله 10-15 متری اسکله به سنگهای ته آب برخورد می کرد و نمی تونستن جلوتر برن و اسکله بی مصرف مونده بود و مردم از یک اسکله بی حفاظ و کوچک برای رفت و آمد به جزیره ای استفاده می کردن که قرار هستش توریستی بشه ولی هنوز برق نداره(خب اینم یه جاذبه توریستی هستش .جایی که انسان درش رفت و آمد داره و برق و آب نداره ...به نظر آدمهاش دیدنی ترن !!) و یا مجتمع پتروشیمی که مردم 2سال پیش درش سرمایه گذاری کرده بودن و سهامش رو خریده بودن و از 2 ماه قبل تازه تجهیزات ابتدایی احداث رو آماده کرده بودن . زمانی هم که گزارشگر از مسئولین پرسید که چه کسی پاسخگوی این مردم هستش هیچ کس نمی دونست!!!
بله.....
من که دیگه نمی دونم چی باید بگم؟
ولی واقعا چه کسی پاسخگوی این همه سستی و اهمال کاری مسئولین هستش؟؟؟
نوشته شده در دوشنبه 16 اردیبهشت 1387 و ساعت 02:05 ق.ظ توسط : ساغر
ویرایش شده در دوشنبه 16 اردیبهشت 1387 و ساعت 01:05 ق.ظ
نوشته شده در پنجشنبه 12 اردیبهشت 1387 و ساعت 03:05 ق.ظ توسط : ساغر
ویرایش شده در - و ساعت -

شاید در زندگی برای هر کدام از ما موقعیت های
فراوانی پیش آمده باشد که ازآن به سعادت ، خوشی و لذت یاد می کنیم و حتی
خاطرات آن لحظه ها برایمان شادی آور و دوست داشتنی است اما در دفتر
خاطراتم و در حافظه ذهنی واحساسی ام هیچ لذت، سرخوشی برایم بالاتر از
یادآوری این حقیقت نیست که خدای من زنده است
...
...
...
نوشته شده در چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387 و ساعت 02:04 ق.ظ توسط : ساغر
ویرایش شده در چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387 و ساعت 01:04 ق.ظ
Do you know what it feels like loving someone that’s in a rush to throw you away...
حرف بی ربط:اتفاقی دیدمش ...می گفت صادق بنیانگذار اسپا* هستش!تازه صادرات و واردات ایدز هم داره به همه نقاط جهان!!!می گفت چی از این بهتر که به کشورش خدمت کنه صادق ایدزی؟!!!به من گفت: سرباز من میرم تو هم با پوشش مناسب با این انسان رفتار کن حتی اگه تونستی دوش الکل بگیر!!!
اون رفت و منم نگاهم خیره به راهش...
اسپا:ایدز صد در صد پارانوما ایران
نوشته شده در یکشنبه 8 اردیبهشت 1387 و ساعت 02:04 ق.ظ توسط : ساغر
ویرایش شده در یکشنبه 8 اردیبهشت 1387 و ساعت 01:04 ق.ظ