برای ...
از هر كجای روز
كه راه بیفتیم
امكان خط خوردن چشمان ما حتمی ست
دندان های كرم خورده خیابان
صبح ناموزون عابران را گاز می زند
و كسی كه دوستانه از كنار تو غیب می شود
جز به هلاك دلخوشی های تو رضایت نمی دهد.
از این ارتفاع كه چشم های من است
درخت را به یاد آر
كه در بازخوانی پرنده
فلج شد
پرنده كه می گویم
می تواند ابر باشد
دوست باشد
یا حتی شب!
كه ماه چون چشم قی شده ای
بر گونه اش سرازیر است
ما به احتمال مصیبت
شباهتی به مسافران نداشتیم
و
راه افتادیم...

ببین دی جی
همه اینا مال تو ِ...نمی دونم چه اتفاقی افتاد كه اون حرفُ اون شب بهم گفتی ولی من واقعا خواب موندم.اینا رو اینجا می نویسم كه یادم نره بعدا اگه یه روزی دیدمت بهت بگم.
یادته آخرای تابستون وقتی می خواستی بری دانشگاه توو اون شهر سرد و گفتی دیگه نمی تونم هر شب باهات صحبت كنم ساقی ؟ یادته گفتم پس بیا دیگه تمومش كنیم؟گفتی من تا آخرش هستم حالا اگه تو نمی خوای هر وقت كه بگی تمومش می كنم...گفتم من دارم وابسته میشم و نمی خوام اینطور بشه و تو گفتی عیبی نداره چون قرار نیست از پیش همدیگه بریم...قرار شد شبای دلتنگی بهم فكر كنیم...من این كارو كردم...دروغ نگفتم اگه بگم هر شب...واااااااااااااای یادته چند شب تا صبح حرف زدیم؟از ساعت ۱۲ به وقت شما شروع می كردیم یهو كه اتفاقی به ساعت نیگا می كردیم می دیدیم واااااااااااای ۸ صبحه!!!یادته من اولاش خجالت می كشیدم حرف بزنم و فقط می خندیدم؟تو می گفتی ساقی حرف بــــــــــــــــــــزن؟جون دی جی!و اینو می گفتی چون می دونستی این حرفو كه بزنی من حتما به حرفت گوش میدم...حالا هم نمی دونم چه خبر شده حوصله یادآوری هم ندارم ...
دلم برات تنگ شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــده
همین!
از الان تا جمعه كه دوباره شاید بیای آهنگایی كه واسم فرستادیو گوش میدم...تنها یادگاری كه ازت دارم...
كاش من اشتباه كنم...


