اندر باب فیلترینگ

سه شنبه 9 تیر 1388 07:21 ب.ظ

نویسنده : ساغر
ارسال شده در: عمومی ،

همه جا فیلتر شده ، میهن بلاگ دیگر چرا؟

وبلاگی گر بود آری،سرور است جانا! بگو این جا چرا؟




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 12 تیر 1388 09:08 ب.ظ

به کدام سو؟

یکشنبه 24 خرداد 1388 12:36 ق.ظ

نویسنده : ساغر
راه نجات را كه تاریخ از ما پنهان كرد، راه فرار كجاست؟


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 9 تیر 1388 12:25 ب.ظ

هنوز نرسیده ایم

پنجشنبه 21 خرداد 1388 12:10 ق.ظ

نویسنده : ساغر
ارسال شده در: تماما مخصوص ،

این قطار تا صبح ظرفیتش تکمیل می شود و من هم از این که در ایستگاه مانده ام ،خسته ام. اگر نیامدی دیگر از دست کسی کاری ساخته نیست. قطاری که ظرفیتش تکمیل باشد ، تکلیفش روشن است...




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 21 خرداد 1388 12:15 ق.ظ

با-لا- تر-ین؟

دوشنبه 18 خرداد 1388 11:19 ب.ظ

نویسنده : ساغر

متانت ، جدیت و روشن نگری آقای رضایی امشب واقعا قابل تحسین بود. هر چند سخت ترین کار دنیا فهماندن اشتباه یک نادان به او باشد

پ.ن:بر خلاف شب های گذشته که به طور جدی آرای مذاکره کنندگان کم یا زیاد نشد و فقط بحث های حاشیه ای مطرح بود به نظرم از امشب تعداد طرفداران رضایی به طور چشمگیری افزایش می یابد. هر چند از قدیم گفته اند به نظامی رای نده،احتمال کودتا هست!1




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

اتهام بدون محاکمه

شنبه 16 خرداد 1388 11:36 ب.ظ

نویسنده : ساغر

گویا این داستان من خوبم _ توبدی کردن ها هم چنان ادامه دارد!! من نمی دانم مسئولان رده بالای نظام در ادامه ی این مناظره ها چه خواهند کرد _ کسانی که با اتهام زدن به دیگران از متهم شدن می گریزند _ می توان گفت این یک خود زنی سیاسی ست. یعنی قدرت این قدر شیرین است؟




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 16 خرداد 1388 11:54 ب.ظ

خاطره ای از سال های پرآغاز

دوشنبه 11 خرداد 1388 08:12 ب.ظ

نویسنده : ساغر
ارسال شده در: عمومی ،

هیچ کس منتظر خواب تو نیست

که به پایان برسد

لحظه ها می آیند،سال ها می گذرند

و تو در قرن خودت

...می خوابی

 

حرف ربط: آن سال ها ،از دور، سال های خوبی هستند/بودند.پر از شنبه هایی که هیچ وقت نیامدند و در حسرت یک خواب طولانی ماندیم شاید. با این حال نشاط و تحرک بیش تری داشتند.پر از جملات تاکیدی اسکاول شین که الان خودمان به خاطره هایش پیوسته ایم و برای خودمان کتابی شده ایم!! یک آقای آموزگار و دیگر هیچ...این قسمت از قصیده دوهزار م-سالک را هم ابتدای بیشتر کتاب هایمان می نوشتیم  

.پ.ن:بعد ها از آقای آموزگار بیش تر می گویم حتما




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 16 خرداد 1388 12:46 ب.ظ

زمان می شوم تا بگذرم

جمعه 8 خرداد 1388 08:43 ب.ظ

نویسنده : ساغر
ارسال شده در: تماما مخصوص ،

زنی چنانکه احساساتش بالغ می شوند برای تمام دلهره هایش روزه ی سکوت می گیرد. باشد که اگر پیروز از این میدان بیرون نیامد،لااقل بازنده هم نخواهد بود




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

پیاده در شعاع زمین

چهارشنبه 6 خرداد 1388 10:50 ب.ظ

نویسنده : ساغر
 و زمان آنقدر پیش رفت که یک "زن" نقشه جهان را عوض کرد.کاوش برای یافتن او هنوز هم نقشه ها را به هم می ریزد...دیگر همه می دانند فاطمه ، فاطمه است.


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

بار دیگر

دوشنبه 4 خرداد 1388 01:21 ق.ظ

نویسنده : ساغر

هر چند دست هایم دوباره عطر دست هایش را گرفته باشد اما...این "اما" که می آید یعنی فایده ای ندارد این "اما" یعنی به استقرا برایم ثابت کرد که آدم دروغگو کم حافظه می شود!

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 4 خرداد 1388 01:29 ق.ظ

تو را به خیر می سپارم

شنبه 2 خرداد 1388 01:16 ق.ظ

نویسنده : ساغر
ارسال شده در: تماما مخصوص ،

وقتی کسی/چیزی را دوست داری هر زمان که علاقه ات به او/آن بیش تر می شود،تکه ای از خودت را از دست می دهی.

ابایی ندارم بگویم من بار قبل تمام ِ خودم را از دست دادم .اما این بار اشتباه آمدی عزیزم...دیگر تکه ای باقی نمانده!!..




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 4 خرداد 1388 01:18 ق.ظ



تعداد کل صفحات : 7 1 2 3 4 5 6 7